رسیده عید و دلها همه شاد و خرم

همه در فکر دیدارند  باهم

همه اماده اند سفره بچیند

به فکر سفره های هفت سین اند

منم در سفره دارم هفت سین را

ولی توام شده با داغ زهرا

بود سین نخستین سیلی کین

به روی مادرم با دست سنگین

ببین بر سفره سین دومم را

که سویی نیست در چشمان زهرا

بگویم سین سوم تا بسوزی

که مادر سوخت بین کینه توزی

از این ماتم دل حیدر غمین است

که سین چهارمم سقط جنین است

به روی سفره سین پنجم این است

سر سجاده اش زینب حزین است

شده سفره پر از اشک شبانه

ششم شین مانده سوت و کور خانه

چه گویم ای عزیز از سین اخر

بود ان سینه ی مجروح مادر...

 

از طرف دل غم زدم:

عیدتون مبارک...

چه بگویم از آشوب دلم مادر...

 




برچسب ها :
عید غم ,  فقط همین ,